تبليغاتX
رنگ و بوی هنر

رنگ و بوی هنر

Artmath.blogfa.com

سال نو مبارک

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار

نوروز , جاودانه ترين جشن روزگار 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 14:29  توسط behdani  | 

کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر

اين سربازان پس از هفت روز راهپيمايي در بيابان به منطقه‌اي مي‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته مي‌شود، پس از آن بود که سربازان ايراني ناپديد شدند و هيچ کس اثري از آنها نيافت... «کامبيز»، فرزند کوروش پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سيوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت پرست ـ معبد آمون در مصر که يکي از ساتراپ‌ها يا استان‌هاي ايران به شمار می‌رفت و سر به شورش برداشته بودند، مقابله کند.
در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.
در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند.
در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.

این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.
این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.

هرودوت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.

این گزارش می‌افزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 20:50  توسط behdani  | 

سرنوشت یک کتاب به نام شاهنامه طهماسبی

شاهنامه شاه طهماسب، نفيس‌ترين شاهنامه عصر صفوي با ‌٢٥٨ مجلس نقاشي از افسانه‌ها، اساطير و داستان‌هاي شاهنامه به‌شمار مي‌رود كه با منظومه‌ي حماسي در يك‌هزار و ‌٢٠٠صفحه به خط نستعليق درآمده است.تاریخ آغاز شاهنامه‌ی طهماسبی به دوره‌ی سلطنت شاه اسماعیل صفوی، احتمالا به سال ٩٢٨ هـ.ق - یعنی دو سال قبل از فوت شاه اسماعیل صفوی (٩٣٠ هـ.ق) - باز می‌گردد. پس از شاه اسماعیل، پسرش طهماسب اول (٩١٩ تا ٩٨۴ هـ.ق، که در زمان شاه شدن ١١ سال سن داشت) کار را دنبال کرد. کار تصویرسازی شاهنامه احتمالا ٢ سال به طول انجامید.
این شاهنامه پس از تکمیل، مدت حدود چهل سال (از ٩۴۶، سال احتمالی تکمیل شاهنامه تا ٩٨٢ هـ.ق سال خروج آن از ایران) در دربار صفوی باقی ماند. در سال ٩٨٣ هـ.ق سلطان سلیم دوم در دربار عثمانی زمام امور را به دست گرفت. در همین سال شاه طهماسب صفوی به منظور تحکیم روابط و حفظ مناسبات سیاسی و نیز به منظور تبریک ِ به تخت نشستن سلطان سلیم دوم، هیأتی به دربار عثمانی اعزام داشت. به گفته‌ی بوداغ قزوینی در «جواهر الاخبار» این هیأت به سرپرستی شاه‌قلی، حاکم ایروان، مرکب از ٣٢٠ نفر از مقامات دربار و ۴٠ نفر بازرگان بوده است که هدایایی با تعداد اغراق‌آمیز ١٩ هزار شتر با خود حمل می‌نموده‌اند. این هدایا شامل قرآن‌های تذهیب شده، دیوان‌های مُصوَّر، قالی، جواهرات و پارچه‌ی زربفت بوده است. به احتمال زیاد این شاهنامه‌ی نفیس در همین سال (٩٨٣ هـ.ق) از کتابخانه‌ی شاهی صفویان خارج و به همراه سایر هدایا به دربار عثمانی اهدا شده است.
این اثر نفیس تا اوایل قرن نوزدهم در دربار عثمانی بوده و دیگر خبری از آن به دست نیامده تا این که در سال ١٩٠٣ م./ ۱۲۸۲ خ. در نمایشگاه آثار هنر اسلامی در موزه‌ی هنرهای تزیینی پاریس به نمایش گذاشته می‌شود. صاحب آن در این زمان «بارون دو روچیلد» است.سال ‌١٩٥٩ ميلادي آرتور هوتن، بازمانده‌ي كارخانه‌هاي بلورسازي كورنينگ آن‌را از نوه بارون روچيلد خريده و شاهنامه طهماسبي در محافل هنري اروپا به "شاهنامه هوتن" تغيير نام مي‌دهد. 

او سال ‌١٩٧٠ براي رهايي از بدهي مالياتي، ‌٧٨ صفحه از اين شاهنامه را به موزه‌ي متروپوليتن هديه مي‌كند. اواسط دهه ‌١٩٧٠، نامه‌اي به دولت ايران مي‌نويسد و پيشنهاد مي‌كند باقي نسخه را به قيمت ‌٢٠ ميليون دلار به ايران بفروشد. اما گويا دولت ايران كه در آن زمان دچار كمبود منابع ارزي است، موفق به خريد بقيه‌ي نسخه‌ها نمي‌شود. 

پس از آن هفت مجلس از نقاشي‌هاي شاهنامه در حراج كريستي لندن به قيمت ‌٣/١ ميليون دلار حراج مي‌شوند. چند سال بعد، ‌٤١ نقاشي در گالري اگينو در لندن فروخته مي‌شوند و از آن ميان تنها يك نسخه براي موزه‌ي تازه‌ تاسيس رضا عباسي خريداري مي‌شود. 

سال ‌١٣٦، هوتن برگ‌هاي باقي مانده از شاهنامه طهماسبي را به‌طور اماني به بانك لويدز لندن مي‌سپارد و از كريستي مي‌خواهد آن‌ها را هم حراج كند. كريستي هم در طي دو سال ‌١٤ برگ از اوراق شاهنامه را مي‌فروشد. همزمان با درگذشت هوتن، از ‌٢٥٨ مجلس نقاشي هاي نسخه، ‌١١٨ مجلس باقي‌مانده است. 

بنا بر اين گزارش، سال ‌١٣٧٢ دولت ايران با پيشنهاد فرزند هوتن كه بنا به وصيت پدر مامور فروش شاهنامه شاه طهماسبي شده است، موافقت مي‌كند و براي بازپس‌گيري اين شاهنامه يكي از تابلوهايي را مي‌گويند در ايران قابل نمايش نبوده، با ‌١١٨ برگ از شاهنامه طهماسبي معاوضه مي‌كند بنابراين تابلوي زن شماره سه دكونينگ به‌خانواده هوتن و ‌١١٨ برگ باقي‌مانده از شاهنامه‌ي طهماسبي، به ايران بازمي‌گردد.
+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 22:29  توسط behdani  | 

آتشی در نیستان

يك شب آتش در نيستاني فتاد

سوخت چون عشقي كه بر جاني فتاد

شعله تا سرگرم كار خويش شد

هر نيي شمع مزار خويش شد

ني به آتش گفت : كين آشوب چيست؟

مر تو را زین سوختن مطلوب چیست ؟

گفت آتش، بي سبب نفروختم

دعوي بي معنيت را سوختم

 زان كه مي گفتي ني ام با صد نمود

همچنان در بند خود بودي كه بود

 مرد را دردي اگر باشد خوش است


درد بي دردي علاجش آتش است

مجذوب تبریزی

این شعرکه  مضمونی بسیار زیبا دارد نام آلبومی با صدای شهرام ناظری نیز هست،اگه تا حالا گوش نکردین  توصیه می کنم حتما گوش کنید و لذت ببرید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 13:55  توسط behdani  | 

یاد اون قدیما بخیر

                     

منبع تصاویر :تابناک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 13:18  توسط behdani  | 

چند دلیل برای راه ندادن شاعران به اتوپیای افلاطونی

خلاصه شده از کتاب هنر و زیبایی از دیدگاه افلاطون (بلقیس سلیمانی)
 نظام تعلیم و تربیت یونانیان در زمان افلاطون از سه منبع تغذیه می شد: 
۱) آداب و رسوم نیاکان 
۲) حکمت شاعران 
۳) آموزش سوفسطائیان 

مورد بحث در این مقاله تاثیر شاعران و شعر بر تعلیم و تربیت است که بر محتوای شعری آن زمان که بیشتر دو نوع ادبی حماسه و تراژدی است، استوار بوده است. سرآمد شاعران یونان هومر با دو منظومه ایلیاد و ادیسه است که گذشته ادبی، دینی و فرهنگی یونانیان را به رشته نظم درآورد. به تعبیر افلاطون ، هومر مربی یونانیان است. هر یونانی کلیه معارف خود را در زمینه هاهی مختلف با ارجاع به هومر تعبیر و توجیه می کرده است. سنت تعلیم و تربیت در یونان ، حقایق اخلاقی ای بود که که از الگو های ساخته شده هومر نشات می گرفت. در واقع به بیان کلی تر : 
۱) هومر در حماسه ها مجموعه الهیات یونان را مدون نمود. 
۲) هومر هویت ملی و وحدت یونانیان را از طریق شعر مسبب گردید. 
۳) تمدن یونان نیز به مانند دیگر تمدنها هستی را به زبان شعر فهم می نمود. 
خدایان در شعر شاعران 
محتوای شعر یونانیان بخصوص در حماسه و تراژدی ، سرگذشت و سرنوشت خدایان و پهلوانان یونان است. جامعه یونان جامعه ای بود که خدایان بسیاری در آن حضور داشتند و بر اعمال آدمیان ناظر بودند. 
کارل بورمان می گوید : " در نزد یونانیان ، خدا و خدایان به معنی هر چیز فوق بشری و سرمدی است. آنها بیشتر نیروهایی که پیش از تولد ما و پس از مرگ ما وجود داشته و یا خواهند داشت را خدا یا خداوندی معنا می نمودند . پدیده های طبیعی مانند باران ، رعد و برق وطوفان ، روشنائی خورشید ، بیماری و مرگ را نیز خدا می دانستند. حتی محرکهای روحی را هم که آدمی را متوجه می سازند که اختیارش در دست چیزی یا نیرویی است که نمی تواند بر آن چیره شود به عنوان شخص تصور می کردند. 
منبع مقاله سایت آفتاب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 20:3  توسط behdani  | 

با عرض پوزش به دلیل غیبت طولانی،

هرچه سریعتر به روز می شم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 9:25  توسط behdani  | 

ساقيا آمدن عيد مبارک بادت

عید نوروز، روز نو شدن، روز تولد دوباره طبیعت، تحول احوال انسانها و روزی که شادی و تازگی در همه جای طبیعت نمایان است. نوروز یا روز نو و جدید نماد تحول، سازندگی، حرکت و پویایی است که همراه با تحول و دگرگونی طبیعت ،وجود ما نیز متحول می شود.

سال 1388 بر همه ی شما مبارک

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 23:55  توسط behdani  | 

نقاشان دربار فتحعلیشاه

در زمان فتح علی شاه شرایط برای تجدید حیات هنردرباری مناسب بود. شاه قاجار شماری از برجسته ترین هنرمندان را در پایتخت تهران گرد آورد و آنها را به کار نقاشی پرده های بزرگ اندازه برای نصب در کاخ های نوساخته گماشت او برای نشان دادن عظمت ایران از توان تصویر پردازی کلامی و تجسمی بهره گرفت .

نخستین نقاش باشی دربار قاجار میرزابابا نام داشت که از او چندین پرده رنگ روغنی و تصاویر دیوان اشعار فتحعلی شاه برجای مانده اند .او در شبیه سازی وچهره پردازی ،دقیق وخوش قلم و در ارائه وخلق مجالس بزمی به نهایت ماهر بود.

        

بهترین نقاشی میرزابابا شمایلی است از فتحعلی شاه با عمامه جقه دار و جامه و اصلحه گوهر نشان که جلوی پنجره ای بر روی یک قالیچه مرصع نشسته است .

در مقایسه با میرزا بابا مهر علی بر چهره و نفوذ نگاه شاه تأکید بیشتری داشته است او برجسته ترین نقاش دوره فتحعلی شاه به شمار می آید پرده های بر جای مانده از این نقاش حاکی از آنند که او بیش از همکارانش در نمایش شوکت شاهانه توفیق یافته است .

مهرعلی فتحعلی شاه را با ریش انبوه تر و ابروانی تیره تر نشان داده و با کاستن از ساخت و ساز صورت و افزودن بر سفیدی چشمها به شاه حالتی سحرآمیز و پر صلابت بخشیده که با نگاهی نافذ و مستقیم به مخاطب خود خیره شده است.

    

از دیگر نقاشان عبدالله خان است که دیوارنگاره عظیمی در صحن بارعام کاخ نگارستان شاه را برتخت کیانی کشیده واطراف وی را صفوف طویل ومنظم درباریان ونمایندگان قدرت های بزرگ اسلامی و اروپایی در برگرفته بودند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 0:38  توسط behdani  | 

اینم یه کاریکاتور زیبا از مسعود کشمیری

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 22:59  توسط behdani  | 

جادوی بی اثر

پر كن پياله را

كاين آب آتشين

ديري است ره به حال خرابم نمي برد

اين جامها كه در پي هم مي شود تهي

درياي آتش است كه ريزم به كام خويش

گرداب مي ربايد و آبم نمي برد

من با سمند سركش و جادويي شراب

تا بيكران عالم پندار رفته ام

تا دشت پر ستاره انديشه هاي گرم

تا مرز ناشناخته مرگ و زندگي

تا كوچه باغ خاطره هاي گريزپا

تا شهر يادها

ديگر شراب هم

جز تا كنار بستر خوابم نمي برد

هان اي عقاب عشق

از اوج قله هاي مه آلود دور دست

پرواز كن به دشت غم انگيز همر من

آنجا ببر مرا كه شرابم نمي برد

آن بي ستاره كه عقابم نمي برد

در راه زندگي

با اين همه تلاش و تمنا و تشنگي

با اينكه ناله مي كشم از دل كه : آب ‌آب

ديگر فريب هم به سرابم نمي برد

پر كن پياله را
   فریدون مشیری
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 22:44  توسط behdani  | 

مكتب تبريز (مغول)

   مغولان در سال 616 هجري به ايران حمله كردند و بخش مهمي از يادگارهاي معنوي ايران را ويران كردند و يا در آتش سوزاندند. آنان به حكومت عباسيان در بغداد نيز پايان بخشيدند و دست به تأسيس دولت هايي در تبريز و مراغه زدند. گروهي از هنرمندان بدين صورت ، جذب آن ناحيه گرديدند و گروهي ديگر به علت مصالحه اي كه بين حاكمان محلي شيراز و مغول ها صورت گرفت به شيراز جذب شدند. يورش مغول ها هر چند در آغاز به مانند سيلي بنيان كن مي نمود، اما آنان به سرعت در فرهنگ و مذهب اقوام مغلوب مستحيل گشتند. ايلخانان مغول اسلام پذيرفتند و به توصيه و تشويق وزراي با درايت ايراني، همچون خواجه نصير الدين طوسي و خواجه رشيد الدين فضل الله ، به توسعه دانش و رونق بخشيدن به هنر همت گماشتند.

   استنساخ پي در پي كتب در اين دوران موجب پيدايش شيوه اي مي گردد كه از لحاظ فني، از نقاشي هاي دوره سلجوقي قوي تر است. نكته مشترك در نقاشي هاي اين دوران آن است كه نقش هاي اصلي با رنگ هايي تيره تر از زمينه كشيده شده اند و به عنوان مثال در ترسيم حد چهره، مشخصاً از خط به جاي رنگ استفاده شده است.

بقیه در ادامه مطلب

    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 23:57  توسط behdani  | 

شاهنامه بایسنقری

«شاهنامه بايسنقري» در بين شاهنامه‌هاي مصور و آراسته موجود در كتابخانه‌ها و موزه‌هاي جهان يكي از نامورترين و شناخته‌‌شده‌ترين است.
چند ويژگي اين كتاب را از نسخه‌هاي مشهوري چون «شاهنامه دموت» و «شاهنامه شاه طهماسبي» كه قبل و بعد از آن پديد آمده‌اند، برتري مي‌بخشد.
نخستين و برترين امتياز اين نسخه آن است كه بر خلاف دو نسخه ياد شده قرباني مالكان آن نشده تا شيرازه آن‌ها را از هم بگسلند و برگ‌هاي آن را در گوشه و كنار جهان بپراكنند.
غير از چند افتادگي در متن اين نسخه، «شاهنامه بايسنقري» نسخه‌اي كامل و دست نخورده در ميان شاهنامه‌هاي مشهور و رده اول به شمار مي‌آيد.
امتياز ديگر اين نسخه به خاطر نفاست، زيبايي و آراستگي آن است كه در نوع خود كم مانند است.
نگارگري، تذهيب، تجليد و ديگر آرايه‌هاي كتاب با مهارتي خاص انجام شده است. با اين حال در خط اين نسخه ضعفي هست كه آن هم به خاطر همزماني كتابت آن با آغاز تكامل قلم نستعليق است.
سومين امتياز اين كتاب مقدمه‌اي است كه براي نخستين بار بر شاهنامه افزوده شده است.
ظاهراً به دستور بايسنقر ميرزا، كه بايد او را هنر دوست‌ترين شاهزاده تيموري به شمار آورد، دست‌نويس‌هاي متعددي از شاهنامه گردآوري شد و مقدمه‌اي مفصل با تلفيق مقدمه‌هاي پيشين به اين شاهنامه و نسخه‌هاي ديگر همزمان آن نوشته شد.
اگرچه اين مقدمه از نظر درستي مطالب تاريخي و متن خود شاهنامه به خاطر افزودن اشعار الحاقي نقاط ضعف دارد، اما از آنجا كه تدوين آن موجب رواج بيشتر شاهنامه نه تنها در ايران بلكه در سراسر جهان شده، كوشش گردآورندگان آن ستايش‌انگيز است.
«شاهنامه بايسنقري» به قطع رحلي است و 700 صفحه دارد.
هر صفحه نيز شامل 31 سطر و هر سطر 3 بيت به قلم نستعليق و با كتابت خفي جعفر بايسنقري است.
اين نسخه نفيس سال 833 ه.ق روي كاغذ خانبالغ نخودي كتابت شده است.
«شاهنامه بايسنقري» با يك شمسه مذهب عالي، حاوي كتيبه‌اي به قلم رقاع بر زمينه زرين، شامل نام و القاب بايسنقر ميرزا آغاز مي‌شود.
صفحه‌هاي دوم و سوم نسخه شامل تصوير شكارگاه است و در اين دو صفحه مذهب به نقش دو ترنج، نام و القاب آن شاهزاده ديده مي‌شود.
همچنين دو صفحه آغاز متن شاهنامه با حاشيه‌هاي مذهب و مرصع آراسته شده و بين سطرهاي آن طلا اندازي شده است.
نسخه «شاهنامه بايسنقري» جمعاً با 22 تصوير آبرنگ آراسته شده است.
جلد اين نسخه، چرميِ ضربيِ طلا پوش با دو حاشيه روغني در بيرون و سوخت مُعرقِ طلايي بر زمينه لاجوردي در داخل است.
«شاهنامه بايسنقري» به شماره 716 در كتابخانه كاخ موزه گلستان ثبت شده و سال 1350 شمسي به صورت چاپ لوحي در تهران منتشر شده است.
اين شاهنامه بيش از 110 سال است كه در كتابخانه كاخ موزه گلستان نگهداري مي‌شود.
بر اساس شواهد موجود، نسخه فعلي «شاهنامه بايسنقري» را اميرنظام گروسي، رجال ايراني (1237 ـ 1317 ه.ق) به كتابخانه هديه كرده است.
اين نسخه نفيس در برخي از نمايشگاه‌هاي مهم جهاني نمايش داده شده است.
نسخه فعلي «شاهنامه بايسنقري» خرداد سال 1386 در حافظه جهاني به ثبت رسيده است.
"گرفته شده از سایت فارس نیوز"


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 21:44  توسط behdani  | 

تلگراف زندان

روزگاری در دهکده ای دور دست پیرمردی تنها زندگی می کرد که خیلی دلش می خواست زمینش را شخم بزند و سیب زمینی بکارد . اما این کار سخت و طاقت فرسا بود . تنها پسر او که می توانست در این حال کمکش کند از مدتها پیش در زندان بود و پیر مرد نامه ای برای فرزندش نوشت  و وضعیت را برایش شرح داد .
پسر عزیزم :
این روزها حال و هوای بدی دارم چون گمان می کنم امسال نتوانیم مزرعه را شخم بزنیم . اصلا دلم نمی خواست چنین اتفاقی بیفتد. مادر مرحومت زمان کاشت مزرعه را خیلی دوست می داشت ، من که پیر و ناتوان شده ام ،تو هم که اینجا نیستی تا عصای دستم باشی . مطمئن هستم اگر در زندان نبودی کمکم می کردی .
دوست دار تو پدر

بعد از زمان کوتاهی یک تلگراف از زندان برای پدر آمد . " پدر تو را به خدا دست به زمین نزن و شخم زدن را فراموش کن، من توی ان زمین اسلحه ها را مخفی کرده ام ." ساعت چهار صبح روز بعد ماموران پلیس ایالتی و محلی به داخل مزرعه ی پیرمرد ریختند و همه جا را کندند . هنگام غروب بی آنکه چیزی پیدا کنند انجا را ترک کردند و رفتند . پیرمرد که گیج شده بود ماجرا را برای پسرش نوشت و از او چاره جویی کرد .

پاسخ پسر این تلگراف کوتاه بود .
 " حالا می توانی سیب زمینی ها را بکاری پدر ،این بهترین کاری بود که می توانستم از زندان برایت انجام دهم ."
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 21:53  توسط behdani  | 

خط کوفی

چون اسلام در ايران انتشار يافت ، خط كوفی جايگزين خط پهلوی ساسانی و دين دبيرة اوستايی شد و ايرانيان تقريباً از اواخر قرن اول و اوايل سدة دوم هجری كم كم در نوشته های خود خط كوفی را معمول داشته و آنرا جايگزين خط پهلوی نمودند .
خط كوفی ابتدا ، بی نقطه و بدون حركات ( ضمه و كسره و فتحه ) و اِعراب بود . اين نقيصه خواندن اين خط را مشكل می ساخت .
بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 22:36  توسط behdani  |